معرفت مدیر وبلاگ: خانم دکتر سمنبر میرزایی .

و اتقو الله ان الله علیم بذات الصدور( سوره شریفه مائده آیه۷)

معرفت مدیر وبلاگ: خانم دکتر سمنبر میرزایی .

و اتقو الله ان الله علیم بذات الصدور( سوره شریفه مائده آیه۷)

شیخ اشراق : شهید راه عقلانیت

شهید راه عقلانیت
رحمت الله بیگدلی*
شیخ شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی» معروف به شیخ اشراق و شیخ مقتول به اتهام کفر و انکار خاتمیت و ابراز مطالبی برخلاف اصول دین و به فتوای فقهای شهر حلب و به دستور«صلاح الدین ایوبی» که تازه سوریه را از دست «صلیبیان» بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تایید علمای دین احتیاج داشت، به قتل رسید. به این ترتیب که «صلاح الدین ایوبی»، «ملک ظاهر» را تحت فشار قرار داد و «ملک ظاهر» با اینکه مجذوب حکیم جوان بود، به رغم میل باطنی، برای حفظ قدرت خویش، «سهروردی» را در سال 578 به زندان افکند که در همان جا در سن 38 سالگی از دنیا رفت،

 اتهام شعوبیگری به سهروردی

«دکتر محمدعلی ابوریان» استاد و رئیس بخش فلسفه در دانشکده افسری مصر که خود را صاحب نظر در تاریخ فلسفه اسلامی می داند، شیخ اشراق را از زمره شعوبیه دانسته و شعوبیه را گروهی از ایرانیان معرفی کرده است که از اندیشه عنصر و نژاد پرستی حمایت می کرده اند. وی در کتابی که تحت عنوان «تاریخ اندیشه فلسفی در اسلام » به رشته تحریر درآورده، ضمن ایراد اتهام شعوبیگری به شیخ اشراق، مدعی شده است که؛ «نهضت شعوبیه در پایین آوردن اعتبار قوم عرب و کاستن ارزش آنان تاثیر فراوان داشته است ». البته «ابوریان» هیچ سند معتبری بر این ادعای خویش ارائه نکرده است ؛ تنها دلیلی که وی برای این ادعای سنگین خویش آورده، این است که سهروردی بسیاری از اصطلاحات و کلمات فارسی را در آثار خود به کار برده است.

 اتهام انحراف فکری به شیخ اشراق

امام خمینی(ره) در پیام خویش به گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق، وی و زمامداران شوروی سابق را به معنویت و خدا دعوت کرد و از آنان خواست که به مطالعه آثار فیلسوفان و عرفای اسلام، از جمله شیخ اشراق بپردازند؛ «...نیز به کتاب های «سهروردی»(رحمه الله علیه) در حکمت اشراق مراجعه نموده و برای جناب عالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می باشد، نیازمند است و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش، مبرا از پدیده حسی است.» بعد از انتشار پیام تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف، برخی انتقاد کرده اند که چرا در این نامه هیچ از حقایق قرآن و دلایل آن ذکر نشده است، بلکه به کتاب های «سهروردی»- که او را به دلیل انحرافات فکریش مسلمان ها اعدام کرده اند- اشاره شده است. چنین تکفیر هایی بود که توسط قشریون و متحجران، نثار «سهروردی» و بزرگان از فلاسفه و متفکران اسلامی می شده است.

 توجه ویژه سهروردی به حکمای ایران باستان

یکی از ویژگی های فلسفه شیخ اشراق، توجه خاص او به آثار حکمای ایران باستان و نوشتن رساله هایی به زبان فارسی است و به همین دلیل است که افرادی مانند « دکتر محمدعلی ابوریان» او را متهم به شعوبیگری و برخی دیگر در گذشته او را متهم به زردشتیگری کرده اند.

در قبال این اتهام باید این نکته را مدنظر داشت که سهروردی یک فیلسوف تمام عیار است و بر این اساس جز به حقیقت و برهان نمی اندیشد. او خود در کتاب «التلویحات» می گوید؛ «...و لا تقلدنی و غیری، فالمعیار هو البرهان...؛ نه از من و نه از غیر من تقلید مکن؛ زیرا معیار فقط برهان است». از این روی، برای سهروردی فرقی نمی کند که حقیقت در کجاست و چه کسی بر آن برهان اقامه کرده است. لذا سهروردی هیچ گونه تفاوتی بین حکمای ایرانی و حکمای غیرایرانی قائل نبوده و تنها به حقیقتی که بر اساس برهان توسط متفکران و حکمای مختلف ارائه می شده، توجه داشته است. سهروردی از همه حکمای جهان اعم از ایران و یونان و... به احترام یاد می کرده است. سهروردی معتقد بود که بسیاری از حکمای ایران باستان، اهل استشراق بوده و از مبادی نوریه کسب فیض می کرده اند. از طرف دیگر شیخ اشراق، مذهب زردشت را مذهبی آسمانی می دانسته و درصدد این بوده که زردشت بزرگ را از اتهام شرک و الحاد مبرا و اثبات کند که او یکتا پرست بوده است. 

ماجرای قتل سهروردی

شهرزوری در خصوص چرایی و چگونگی ماجرای قتل سهروردی، بعد از تصریح به مقامات علمی و ذوقی و حکمت بحثی و ویژگی کشفی و ذوقی کلام و جایگاه رفیع او در حکمت عملی و ریاضیات او می نویسد؛ «اکثر عبادات او زاری به درگاه خداوند و شب زنده داری و فکر در عوالم الهی بود و به مراعات خلق کم توجه، ملازم به سکوت و مشغول به نفس خویش و صاحب کرامات و آیات بود.» شهرزوری در خصوص علت قتل سهروردی می نویسد؛ «سبب قتل او بنا بر آن چه که به ما رسیده است که بعد از خروج سهروردی از روم به سوی شام، وقتی که وارد حلب شد، در آن روزگار ملک ظاهر بن صلاح الدین یوسف بر مصر، یمن و شام حکومت می کرد و به شیخ معتقد و دوستدار او بود و جمعی از علمای حلب در اطراف او جمع می شدند و کلامش را استماع می کردند. شیخ در بحث های خویش به عقاید حکما تصریح و از آنها دفاع و رای مخالفان را رد و با آنان مناظره و در مجالس محکوم و وادار به سکوتشان می کرد. همچنین اعمالی شگفت انگیز به نیروی روح القدوس از او ظاهر می شد. پس همگی از روی حسد، اجتماع کلمه بر تکفیر و قتل او کردند و به او نسبت های سنگین دادند و گفتند که او ادعای نبوت کرده است، و حال این که او مبرای از آن بود و خداوند حسابرس حاسدان است. و سلطان را بر قتل او تحریک کردند و او امتناع کرد. پس به صلا ح الدین ایوبی پدرش نامه نوشتند و از جمله گفتند که «اگر او بماند دین را فاسد می کند»، پس صلاح الدین به ملک ظاهر نامه نوشت و دستور قتل او را داد، ولی او شیخ را نکشت. پس بار دیگر نامه نوشت و ضمن امر به قتل شیخ، تهدید کرد که اگر او را نکشد، حکومت حلب را از او می گیرد».

 اعتقادات سهروردی

الف. توحید؛ شیخ اشراق در آثار گوناگون خویش به اثبات ذات اقدس الهی و وجوب وجود و توحید او پرداخته و هر گونه لغزش فکری را درباره ذات و صفات خداوند متعال به شدت رد کرده است. شیخ اشراق در اثبات ذات اقدس الهی و برخی از صفات او می گوید؛ «...باری تقدس و تعالی مبدا همه موجودات است... و همه موجودات صادر از فیض و علم باری تعالی است پس همه موجودات صادر از فیض و علم باری تعالی است پس همه فعل اوست، پس همه فعل مصنوعات و مخلوقات از اویند و یک ذره از ذره های عالم از علم خالی نیست .»

ب. نبوت؛ سهروردی درباره «نبی» می گوید؛ «نبی شاعری است فاضل النفس، مطلع بر حقایق، موید از عالم نور و جبروت. او متخصص باشد به افعالی که مردم از آن عاجز باشند و نبی را شرایط است؛ یکی آن که مامور باشد از عالم اعلا به ادای رسالت، و این یک شرط، خاص است به انبیا و باقی چون خرق عادات و انذار و مغییات و اطلاع بر عموم بی استاد، نیز شاید که اولیا و بزرگان حقیقت را باشد». سهروردی در خصوص نبوت خاصه نیز وقتی سخن می گوید، عشق و ارادت خاصی را نسبت به پیامبر عظیم الشان اسلام محمد مصطفی(ص) ابراز می دارد و در مناجات های خویش بر او و خاندان پاک وی درود می فرستد. بر این اساس هیچ گونه خدشه ای بر اعتقادات شیخ اشراق وارد نیست و متحجران و کج اندیشانی که او را تکفیر کردند و زمینه قتل او را فراهم آوردند، هیچ گونه بهره ای از تقوا نبرده بودند و هدفی جز دنیا در سر نداشتند. سهروردی درباره اهمیت احکام عبادی و معاملاتی و قضایی و جزایی اسلام که تفصیل آنها به وسیله اخبار بیان شده است، سخنان مهمی دارد از جمله در «التلویحات» همچنین در «حکمه الاشراق» تمسک به احادیث را درباره معاد جسمانی ملاک می شمارد.

 راه وصول به حقیقت و خدا از دیدگاه سهروردی

سهروردی راه وصول به حقیقت را این گونه بیان می دارد؛ «و از راه ها، عبادت دائمی همراه با قرائت وحی الهی و مواظبت بر نماز ها در دل شب که مردم خوابند و روزه است که نیکوترین آن، روزه ای است که افطار آن تا سحر به تاخیر افتد تا عبادت در شب همراه با گرسنگی باشد، و همچنین قرائت آیاتی از قرآن که برانگیزنده رقت قلب و شوق است، می باشد که در شب انجام شود...».

* عضو هیات علمی دانشگاه آزاد زنجان
منبع :http://www.sharghnewspaper.ir/
 
 
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد