
نکته هایی که باید به آن توجه کرد این است که:
● با خواب شوخی نباید کرد. باید به اندازهی کافی خوابید. و البتّه بهترین مقدار مناسب برای خواب حدود هفت ساعت و نیم است.
● زنگ ساعت را بگذارید اما نه برای آن که شما را از خواب بیدار کند بلکه برای آن که به شما اخطار بدهد که وقت خواب است. باید به این نکته توجه داشت که طول عمر انسان ها به دلیل خواب غلط و یا کم خوابی، گاه تا ده سال کمتر میشود. خواب جزو حساس ترین قسمت فعالیتهای مغز انسان است. هیچگاه از خوابتان نزنید.
● کسی که قرص خواب آور میخورد، در خطر چند برابر سکته مغزی قرار میگیرد.
● روزی چهل دقیقه باید ضربان قلب بالا برود. انسان با راه رفتن می تواند به این مقصود برسد.
● نداشتن کار و سرگرمی از دردآورترین چیزهاست. اگر کسی میخواهد پدر بزرگ و مادر بزرگش زودتر بمیرد، برود و کارهای آنها را انجام دهد. این بدان معناست که انسان در هر مرحله از عمر، در هر مرحله از توانایی جسمی وروحی، قادر به انجام یک رشته کارهاست. ما باید توجه داشته باشیم که اطرافیان ما از این موهبت محروم نشوند.
● همیشه کاری را انتخاب کنید که دوست دارید. اگر کارتان را و محل کارتان را دوست ندارید، شما در عمل فقط وجودتان را به مصرف میرسانید.
● نور کافی در محیط کار یک امر حیاتی است. در بیمارستانهای روانی، چراغ ها در خلال بیست و چهار ساعت روشن است.
● درجه حرارت مناسب و اکسیژن کافی نیز از عامل هایی است که از فشار روحی میکاهد.
● رابطهی سالم و دوستانه با اطرافیان داشتن، در کسب آرامش روحی برای هر یک از ما نقش مهمی دارد. بیشتر ما در همان شش سال اول زندگی، از آموختن رابطهی خوب با دیگران محروم بودهایم. و نیز درس همکاری را یاد نگرفتهایم. برداشت ما این بوده که یا نوکر باشیم و یا ارباب. اما هرگز نیاموختهایم که میتوان نه نوکر بود و نه ارباب، بلکه یک همکار و یک انسان برابر حقوق در قبال دیگران به شمار آمد.
اینک به چند نکته که می تواند از فشارهای روحی ما در گسترهی زندگی روزانه بکاهد توجه میکنیم. نکتههایی که مطرح میشود، از پیش پا افتادهترین نکتههای زندگی روزانهی ماست. ظاهرا همه، آنها را میدانند اما همه نه به آنها عمل میکنند و نه به اهمیت حیاتی آنها برای حفظ سلامت جان و تن آگاهند :
1- صبحها پانزده دقیقه زودتر از وقت معمول بیدار شوید.
2- هیچگاه به حافظهی خود اعتماد نکنید. کارهایتان را روی کاغذ بنویسید.
3- از هر سند مهم زندگیتان یک کُپی بگیرید و آن را در یک جای مطمئن بگذارید. گاه شرایطی پیش میآید که شما به یکی از آن سندها نیاز فوری دارید. دمِ دست نبودن، دنبال گشتن و بیم از دست دادن آن موقعیت و یا فرصت، تنها به علت دسترسی پیدا نکردن به آن سند، فشار عصبی ویرانکنندهای بر جان و جسم انسان میگذارد.
4- همیشه این آمادگی روحی را داشته باشید که مردم به موقع سر قرار حاضر نشوند و یا به جایی که میروید صف طولانی وجود داشته باشد. پس باید پیشاپیش، هم آمادگی برای بد قولیهای دیگران داشت و هم آمادگی برای ایستادن در صف طولانی برای خریدن و یا دیدن یک چیز را.
5- اگر از چیزی، بیست و پنج درصد آن را به دست آوردهاید، راضی باشید. سعی کنید برای بیشتر به دست آوردن آن، به خود فشار نیاورید. این بدان معنا نیست که انسان از خیر تکامل طلبی و یا رشد دست بشوید. موردهایی از این قبیل، نیاز به سبُک و سنگین کردن دارد. توانایی انسان، دانش او، شرایط اجتماعی، همه از عواملی هستند که باید به شکلی عاقلانه و واقعبینانه در نظر گرفتهشوند.
6- منتظر کمک از کسی نباشید. از هیچ کس هم توقع و انتظار نداشته باشید که بخواهد نسبت به شما نثار و ایثار داشته باشد. اگر با چنین دیدگاهی به مردم پیرامون خود نگاه کنید، صد البتّه، از بد قولی، از بی اعتنایی و یا بی میلی آنان برای کمک، ناراحت نمیشوید و یا خورهی غم و فشار روحی به جانتان نمیافتد. چه بسا انسان از محبت های اندک و یا کمکهای بسیار ناچیز آنان خوشحال نیز بشود.
7- قبل از رفتن به سر کار و یا هر جایی که قرار دارید، کارهایتان را آماده کنید. لباس، کیف و کلیدتان را نیز دم دست بگذارید. شاید که ذکر این موردها خندهدار جلوه کند اما مشکلات بزرگ مردم این روزگار، از موضوعهای کوچک تشکیل شده است.
8- نسبت به چیزهای مهم بی اعتنایی نکنید. آنها را جدّی بگیرید. بیاعتنایی، معمولا دروغگویی و حقّه بازی در پی خود دارد. اگر لازم است تولد دوست نزدیک خود را تبریک بگوئید و یا برای کسی چیزی قول دادهاید که انجامش برایتان مهم است، هرگز کوتاهی نکنید. در غیر آن صورت، بعدها ناچار میشوید برای توجیه کار خود دروغ بگوئید.
9- هیچ کاری را به تأخیر نیندازید. اول آنکه هیچ امیدی به فردا نیست که برای انجام آن کار، گشایشی حاصل شود. دیگر این که دغدغهی انجام ندادن آن کار، همچنان بر روح شما کوبه میزند.
10- ابزار و ووسائلی را که کهنه شدهاند و خوب کار نمیکنند یا به دست تعمیر بسپارید و یا عوض کنید. بهتر است برای خود، دق دل به وجود نیاورید.
11- برای هر کار به اندازهی پنج تا ده دقیقه ، حاشیهی اطمینان بگذارید. حاشیهی اطمینان گذاردنها، ما را از آسیبهای جدی و احتمالی حفظ میکند.
12- از خوردن چیزهایی که کافئین دارد بپرهیزید. این ماده در پپسیها و کولاها وجود دارد و در عمل، عامل افزایش اِسترس است.
13- برای مشکلات زندگی، همیشه سعی کنید راه حل های دوم و سوم نیز داشته باشید. هر مقدار که انسان به گزینههای بیشتری بیندیشد کمتر غافلگیر میشود و کمتر در معرض فشار روحی مورد نظر قرار میگیرد.
14- در برخورد با پدیدههای سخت و نامطبوع، سعی کنید به ابعادی از آنها که میتواند مثبت باشد فکر کنید.
15- همیشه با خودتان صحبت کنید. خود را مخاطب قرار دهید. از خودتان تعریف کنید و یا به خودتان خُرده بگیرید که چرا آن یا این کار را انجام دادهاید. این نوع آشکار سازی و به روز آوری اندیشه و کارها، تصویر واضحتر و به واقعیت نزدیکتری از پدیدهها در برابر ما میگذارد. به قول یک دانشمند، آنها که با خودشان حرف نمیزنند، بیشتر به دیوانهها نزدیکند تا آنان که صحبت میکنند. البتّه در فرهنگ ما، کسی که با خود حرف بزند، جزو خاندان مجانین است. طبیعی است که این تصور و این نسبت دادن، هیچ اعتبار علمی ندارد. ناگفته پیداست که آدمهای دیوانه، نیز میتوانند با خود حرف بزنند اما باید گفت که آنها شاید طبیعیترین واکنش را از خود نشان میدهند چون دیگر نه با کسی خُرده حساب دارند و نه از کسی خجالت میکشند.
16- با یک دست، چندتا هندوانه بر ندارید. در هر زمانی، یک کار را انجام دهید تا هم آن کار دقیقتر انجام گیرد و هم شما از اضطراب نا بجا بپرهیزید.
17- هر روز یک تفریح و لذت خوب در زندگیتان داشته باشید. احتیاج نیست که لذت و تفریح خوب، خرج داشته باشد و یا گران باشد. بسیاری از تفریح ها با وجود گرانی، باری از روی دل انسان بر نمیدارند و بسیاری دیگر با وجود آنکه هیچ هزینهای هم در بر ندارند، از کیفیت بالا و تأثیرگذاری برخوردارند.
18- برای کاری که میکنید، شور و شوق آن را در خودتان نه تنها به وجود بیاورید بلکه آن را تقویت هم بکنید.
19- اگر میتوانید هر روز به مدت پانزده دقیقه دوش بگیرید، چه دوش آب گرم و چه آب سرد.
20- سعی کنید در هر فرصتی، حتما یک کار برای دیگران بدون هر گونه تشکر و پاداش انجام بدهید. این کار در انسان لذتی شفاف، عمیق و آرامشبخش ایجاد میکند. این کار، در وجود ما عنصر ? ارزش انسانی ? و بها دادن به آن را به شکلی رضایتبخشانه در برابر چشم میگذارد. اگر انسان در این موردها، از کسی انتظار پاداش دارد، تاجر بسیار بدی است.
21- همیشه تلاش داشته باشید دیگران را خوب درک کنید نه این که انتظار داشته باشید دیگران شما را درک کنند. همیشه تلاش کنید برای مردم به طور نسبی شنوندهی خوبی باشید. مردم دوست دارند بیشتر از خود حرف بزنند تا اینکه به حرفهای دیگران گوشکنند. اگر پدر و مادر هستید، برای فرزندانتان گوش شنوا داشته باشید نه زبان گویا. آنان به این شنیدنهای شما، نیاز بیشتری دارند تا گفتنها و نصیحتهای شما.
22- در صورت تمایل و امکان، هیچ اشکال ندارد که برای زیبا شدن و یا خوش تیپ شدن خود کاری کنید. این یک قدم مثبت برای رضایت درون و کاهش فشار روحی است.
23- همیشه در فاصلهی کارهایی که انجام میدهید، چند دقیقه استراحت کنید. این امر میتواند هم شامل خانه و هم محل کار باشد.
24- خود را بیشتر برای متوسّط بودن آماده کنید تا بهترین بودن. هیچ عیبی ندارد که انسان بهترین باشد اما اینکه شخص، همهی زمین و زمان را به هم بدوزد تا آن بهترین از آب درآید، چیزی است که ممکن است برایش بهای گزافی بپردازد.
25- نسبت به خودتان منفی نباشید و صحبت های منفی و ویرانگر مطرح نسازید. این نوع برخورد، البتّه با خُرده گرفتن و یا ایرادی را بر زبان آوردن، تفاوت بسیار دارد. بعضی آدمها اگر در کاری توفیق نیابند، گاه به خود و حتی به جد و آباء خود دشنام میدهند و توهین روا میدارند.
26- در زندگی خود، تنوّع و تغییر پدید بیاورید. اگر هر روز از یک راه مشخص به بازار و یا سرِ کار خود میروید، امروز از یک مسیر دیگر بروید و اگر بازهم مسیرهای تازهای پیدا میکنید، آنها را آزمایش کنید. این کار هزینه ای بر نمیدارد اما تأثیر روحی مثبت و عمیقی بر انسان میگذارد.
27- اگر به مسافرت راه دور رفتهاید و درست روز قبل از شروع کار به خانه رسیدهاید، روز بعد را در خانه بمانید و استراحت کنید.
28- اگر کار مشکلی را قبول کردهاید، حتما آنرا انجام بدهید و اگر احساس می کنید که از عهدهی انجام آن بر نمی آیید، اطلاع بدهید که آن کار از دست شما ساخته نیست. مردم این نوع برخورد صریح و صمیمی را بیشتر دوست دارند تا به دروغ توسل جستن و توجیه آوردن فرد را. اگر کاری را قبول می کنید که انجام بدهید، به دقت از جزئیات آن بپرسید و بعد هم آن را برای فرد سفارش دهنده تکرار کنید تا مطمئن شوید که آن را درست فهمیدهاید. هیچ کس پرسش مجدد شما را غیر عادی نخواهد دانست اما اگر آن کار را بد انجام دهید، درک و دقت شما، زیر علامت سؤال قرار خواهد گرفت.
29- به بسیاری از سفارشها و یا خواهشها که قادر به انجامش نیستید، به راحتی ? نه ? بگویید. گاه ممکن است حتی این خواهشها و سفارشها، نادرست، غیر قانونی و یا غیر اخلاقی باشد. خود را شریک جرم نکنید و از همان اول، تکلیف خویش را با یک ? نه ? مشخص کنید.
30- در خانه، تلفنهای خود را قطع یا خاموش کنید. بگذارید این شما باشید که تصمیم بگیرید که با مردم تماس داشتهباشید و یا آگاهانه بخواهید که آن ها با شما تماس بگیرند نه این که دیگران هر وقت اراده کردند به شما دسترسی داشته باشند اگر چه نیمههای شب باشد.
31- احتیاجات انسانی خود را برآورده سازید. از برآورده کردن آن ها خجالت نکشید. سهم خود را در رابطه با هر که هستید ندیده نگیرید. این توجه به خویش، از خود خواهی و خویشتنمداری فاصلهی بسیار دارد.
32- از اطرافیانِ نگران و ناراحت فاصله بگیرید و به حرفهایشان گوش نکنید. البتّه این کار به معنی کمک نکردن به آن ها و یا ندیده گرفتن آنها نیست. بلکه منظور آن است که خود را بی جهت در معرض نگرانیها و دلشورههای دیگران قرار ندهید.
33- اگر نسبت به برخی نورها و صداها حساسیت دارید، از گوشبند و چشمبند استفاده کنید.
34- زنگ ساعتتان را برای وقت خوابیدن تنظیم کنید تا یک یادآوری جدی برای شما باشد.
35- نفس عمیق بکشید و آن را در سینهی خود مقداری نگاه دارید. در روز اگر چند بار این کار انجام گیرد، هم تبدیل به عادت میشود و هم این که این کار برای رساندن اکسیژن بیشتر به بدن ضروری است.
36- اگر فکر، نظر و یا عقیدهی تازهای پیدا میکنید، فورا روی کاغذ بنویسید. یادتان باشد که این جور چیزها، خیلی طولانی در مغز نمی ماند و فراموش میشود.
37- در روز، یکی دوسه بار و هر بار به مدت کوتاهی، دست از هر کاری که دارید بشویید و خود را کاملا آزاد احساس کنید. در آن لحظه، تصوّر کنید که هیچ کاری برای انجام دادن ندارید. این قطع رابطه با جهان خارج و با دنیای کار و فشار، اگر چه کوتاه، برای بازگشت توان انسان و نیز بازسازی فکر و روح بسیار مفید است.
38- در فهرست کارهای روزانه تان، کارهای سنگین و بد را در ردیف اول قرار دهید.
39- اگر رئیس یک مؤسسه هستید، همهی کارها را خودتان انجام ندهید. حتی اگر این بهانه را داشتهباشید که دیگران، آن کارها را به خوبی شما انجام نمیدهند. هیچ کس از شما انتظار ندارد که بلاکش دیگران باشید. از طرف دیگر، به افراد زیر دست خود مسؤلیت بدهید و از آن ها مسؤلیت نیز بخواهید.
40- در بخشیدن اشتباهها و ندانمکاریهای دیگران، دست باز داشته باشید. حتی سعی کنید به گونهای بزرگوارانه از مقابله به مثل با آنان که زمانی آگاهانه، شما را آزار دادهاند بپرهیزید. این کار هم به شما لذت و آرامش میدهد و هم آنان را به اندیشه وامیدارد.
41- به یاد داشته باشید که هیچ موضوع و ماجرایی، قرار نیست که بیش از چهل و هشت ساعت در ذهن شما بماند. سعی کنید دلخوریها، نیش و کنایه ها و برخوردهای نادرست دیگران را به فراموشی بسپارید.
42- به دنبال خبرهای بد نباشید و خبر بد را هم از کسی نپرسید. در دنیا، آنقدر خبرهای خوب وجود دارد که میتواند ذهن من و شما را به خود مشغول دارد. البتّه این نوع نگرش، به معنی نفی و یا فراموش کردن مصیبتها و درد و رنج های مردم نیست.
43- به دیگران نشان بدهید که انسان محتاجی هستید. آدم سالم کسی است که محتاج باشد. اعلام بی نیازی و بینیاز نشان دادن خویش، فقط نوعی حقّه بازی است. بگذارید دیگران با آگاهی به این که شما محتاج هستید، برایتان کاری بکنند. شما بدین وسیله، دیگران را خوشحال کردهاید که فرصت و موقعیت آنرا یافتهاند که برایتان کاری انجام دهند.
44- زندگی خود را چنان با کارهای مثبت پُرکنید که جایی برای منفی بافی و کارهای بد نماند.
45- گذشتهها را به فراموشی بسپارید. خود را با دو چیز گذشته درگیر نکنید: غم و خشم. نگران آینده هم نباشید. اگر چنان کنید، در واقع ‹ امروز › خود را از دست دادهاید.
46- ‹ خوب › خودتان باشید و از ‹ بهتر بودن › دیگران پرهیز کنید.
47- به دیگران کاری نداشته باشید. اگر نابغه هستند و موفق، این موجب آن نیست که شما چیزی جز آن چه هستید باشید. تلاش کنید، دانش و بینش خود را تکامل ببخشید اما به یاد داشته باشید که هر انسانی، دارای تواناییهای خاص و منحصر به فرد است. کلاغ نباشید که بخواهید از راه رفتن کبک تقلید کنید. در آن صورت، دیگر نه کلاغ خواهید بود و نه کبک
منبع:http://www.zomorod1.mihanblog.com